بچه ها این حالا حالا ها اولین پست میمونه پس برا دیدن پستای جدید زیریای اینو چک کنید!
یه خبر جالب!!!!
بعد ۱۶ سال دارم از یکی یدونگی درمیام!!! باحاله نه؟!
فقط مثله همه درگیر اسمیم فعلا!!! در ضمن معلوم نیس دختره یا پسر!
اسم باحال سراغ دارید واسم تو نظرا بذارید! (هم اسم دختر هم پسر)
فقط۱- اسم عربی نباشه!
۲- ترجیحا به دلارام بیاد!(نیومدم خیلی مهم نیست!)
قیافشم کم کم شکل سگ شده!)
دیشب یه مهمونی خیلی باکلاس تو یه باغ بودیم و اینام بودن و خلاصه وسطای شام بودیم که یه دفه
شوهرش این زنرو از اون ور میز داد زد: ملی (ملیحه) استخوون میخوری!؟![]()
بدبخت زنه از خجالت همرنگ لباسش شده بود!!! خیلی باحال بود ![]()
nami
amin
nima
mani
naim
mina
اگه 7 قلو زاییدم 6 تاش پسر شد یکی دختر قراره اسماشون اینا باشه![]()
چند صد کیلو عدالت با یک گرم بی عدالتی؟
چند هزار کیلو فساد با یک گرم پاکی؟
چند صدهزار کیلو ظلم با یک گرم آزادی؟
میدونم برای یک گرم آزادی خیلی باید تاوان پس بدم...
پ ن: می ارزه داداش
!!
به یاری پروردگار متعال امسال به هیچ عنوان قطعی برق نخواهیم داشت
چون دیگه برقی نداریم!!![]()
وقتی تو تاریکی مطلق بدون هیچ امیدی حرکت میکنی فرقی داره کور باشی یا بینا؟!
اصلا وقتی امید نداری مگه فرقی داره؟!
کور باشی یا بینا؟!
تو سیاهی باشی یا روشنی؟!
پ ن: عشقمی خدا جون
مرده من مرده را جانی بده
تشنه ام من تشنه را آبی بده
مردگان را ای خدا جایی بده
در درون خاک ماوایی بده
مرده هستم بعد از این مردن چه سود
دفن مدفون از برای تن چه سود
موقع مرگم کسی محزون نشد
وقت دفنم هیچ کس دلخور نشد
حال چون جسمم تعفن وار شد
زندگی بر زندگان دشوار شد
سوی گورستان روان کردندجان
غافل از مردار روح لامکان
آه ای مردم چرا شیون کنید؟
ناله سرد و فغان غم کنید؟
مرده صد ساله را شیون بس است
گور خود پوسیده را کندن بس است
این که مرد امروز خود تنها تن است
روح او مدفون پوسیده تن است
پیش ازین محتاج یاریتان شدم
مدعی بر غمگساریتان شدم
زندگی کردن درین محنت سرا
باشد ارزان محبٌان سرا
نیست بهر من امید از سوی کس
مردگان را نیست امٌید نفس
پ ن : واسه این نصفه گذاشتم که کسی کش نره! شاید یه روزی قابل چاپ شدن باشه!! ( چه خودشو تحویل میگیره!!!)
این کم خوابیارو جبرن کنیم! ( آخه ۶ روز چه گهی میخوردی که از ساعت ۳ شب تا ۹ صبح بخوای
بشینی فیزیک ۲ بخونی؟!) چشام تازه رفته بود روهم که زنگ (زرزر!) تلفن بیدارم کرد. همینجوری که تو
دلم داشتم به مادرو خواهر یارو حال میدادم گوشیو برداشتم!
من خواب خواب: بله؟؟؟؟
یه نفر با احساسات شدیید! : من بد دادم! ( بدشو محکم بخونید!)
من: خب بمن چه؟٬ مبخواستی خشتکتو جمع کنی حواست باشه داری به کی میدی که دیگه این جوری به گوزگوز نیفتی بزنی بچه مردمو از خواب بیدار کنی!!!! و تلفنو گذاشتم
و نشون به اون نشون که دختره زرنگترین و مثبت ترین شاگرد مامانم بود و من بعد یه ربع تازه فهمیدم
چیا بهش گفتم!!![]()
پ ن ۱- هنوز مامانم نمیدونه! بدان امید که هیچ گاه نداند!![]()
- مامانی این اقاهه میخواد چیکار کنه؟!!!
- میخواد این دختررو بکشه مامان جان!
-پس چرا داره لباسشو درمیاره؟!!!!!!![]()
پ ن: سرویسم کردن!!!!!
انقدر پیف پاف زدم که خودم دارم از هوش میرم ولی اینا انگار نه انگار!!!
پن ۲: فکر کنم منظور از مخصوص پشه ای که رو قوطیش نوشته اینه که پشه ها برای کشتن ما میتونن استفاده کنن!!!!!
- یک ساعت بیشتر طول میکشه تا آماده شین؟!![]()
یادش بخیر سوم راهنمایی که بودیم واسه حرفه و فن عملی همیشه واسه ما برقکاریو از اینجور کارا
میذاشتن و بچه هام که اصولا فلج بودن بلا ملا سر خودشون میاوردن! خلاصه شورای مدرسه واسه ما یه
خانوم خونه دار که خیاطی حرفه ای کار میکردو اورد . این بنده خدام که به امور کلاس اشنا نبود کلاسش
روهوا بود!! میخواست شلوار دوختن یادمون بده داشت پا تخته مراحلو مینوشت یه دفه با ماژیک قرمز بزرگ رو
تخته نوشت جاکش!!!! همین حوالی مدیر اومد تو و از بس کلاس شلوغ بود دبیرو ندیدو فکر کرد بچه ها
کسشعر نوشتن پا تخته و شروع کرد فحشیدن!!!!! معلمه بدبخت سرخابی شده بود از خجالت! خلاصش
که دفعه اول و آخرمون بود که معلمرو دیدیمو تا اونجایی که یادمه کلا عملی حرفه منحل شد!!!!!!
" حالا به سلامتی قراره آبجی بشی یا داداش
!!!!!!"
با دوستم تموم راهو دقیقا از وسط خیابون اصلی اومدیم!!! شدیدا حال داد!!!!!
پ ن: این پستو واسه خودم نوشتم که بعدا هوس کردم وبلاگو بخونم یاد شنبه بیفتم !!!!
دیروز عصر ۲ تا از دوستام که یکیشون خیلی ساده و خانومه پیشم بودن یهو هوس اشپزی به سرمون
زد!!! ولی دریغ از یک قطره اب! اون دوستم که گفتم سادس پاشد رفت پای تلفن و زنگ زد اداره اب که
ببینه ساعت چند اب میاد . یارو گوشیو که برداشت این گفت:
" سلام اقا خسته نباشید میخواستم ببینم آبتون کی میاد؟!!!!! "
اینو که گفت مادو تا زدیم زیر خنده غشششش غششش!!!!!!! یاروام فکر کرد زنگ زدیم مسخرش کنیم
هر چی فحش بلد بود نثارمون کرد!!!!![]()
( خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی...!) پیر اومد و روبوسیو بغلم کرد و شروع کرد به حرف زدن! (اصلا
مهلت نداد من چیزی بگم!) خلاصه شروع کرد که مریم جان مادر ( یعنی فک کرد من مامانشم؟!!!) چرا
نمیای خونه ما و مارو قابل نمیدونیو بچه هات چطورنو از این حرفا!!!
منم تا اسم بچه ها رو شنیدم دیگه جو گرفت و نفهمیدم چی شد!!!! وقتی به خودم اومدم که داشتم
تعریف میکردم ساسان پسرم اذیت میکنه بجاش سیما خیلی دختر خوبی شده!!!
یهو پیرزنه گفت مگه
اسم پسرت علی نبود؟!!!! اومدم جواب بدم دیدم دختر یارو از ناکجا آباد رسیدو گفت مادر این خانوم کی
هستن؟! پیرزنه هم گفته اوا مریمه دیگه! نمیشناسی؟!!!
پیرزنه که اینو گفت دختره شروع کرد منو به فحش کشیدن که مادر ما الزایمر داره و چشش ضعیفه و مرض
داریو از این چیزا!!!!!!!!!
ولی خدایی حال داد!!!! واسه چند لحظه واقعا حس کردم مادر ۲ تا بچه ام!!!!!!!!![]()
چرا نمیتونم مثه بقیه دخترا با گریه کردن بقیرو توجیه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدایا کمکم کن...
یه دوست عاقل و درست حسابی میخوام...
شاید اون دوست خودم باشم... شایدم خدا... شایدم یکی دیگه...
به هر حال هرکی هستی زودتر خودتو نشون بده نیاز دارم بهت...
یکی از آشناهای ما تو یکی از جشنای زرتشتیا یه تیریپ اساسی میزنه و خیلی باکلاس و با شخصیت
پامیشه میره آتشکده.
میگه از در که پامو گذاشتم تو یه سکوت قشنگ همه جارو گرفته بودو اومدم که قدم اولو بردارم پام
گیر کرد به در و یدفعه ناخوداگاه داد زدم یا ابوالفضل!
پ ن ۱: فکر کن چه ریده به جو اونجا و خودش و کلاسش!!!!
پ ن۲: بهر حال یه نسبتی باما داره دیگه!![]()
نمیدونم شایدم همگی با هم احمقیم!
نه! شایدم از فهم و شعور فراتر از حد تصور دو طرفه!
پ ن: عمرا!!!![]()
من خودم تا دیروز شک داشتم ولی حالا دیگه مطمئن شدم که به گاو یونجه میدن نه دلیل
منطقی!
پ ن: واقعا با وجود همچین مدیر ناظمایی حقو میدم به وزیر آموزش که گفته حقوقی که معلما تابستون میگیرن حرومه!
دمش گرررررررررم!!!!!
دروغ دروغ میاره! حسادت حسادت میاره و از همه مهمتر خواب خواب میاره!!!
مثلا شبهایی که خیلی زود میخواب فرداش خیلی خسته و گیجم یا شبایی که دیر میخوابم فرداش
سرحالم!
شمام اینجوریید یا مشکل از منه؟!
چرا دخترای ایرونی فکر میکنن هرچی وزن لوازم آرایش رو صورتشون بیشتر باشه خوشگلتر میشن؟!!
!! ![]()
- خاک بر سر بی سوادت! دارم نمیرم چیه؟! ندارم میرم!!!
- خیلی خب بابا همون که تو گفتی فقط بخاطر تو ندارم نمیرم!!!!
پ ن:![]()
پسر:
بردیا -------------------------> به اسم مامانم میاد توش "ر" و "د" و "ا" داره و اهنگشم مثه دلارامه!
اهورا ------------------------> مثل دلارام "را" داره وزنشم بهم میاد!
رهام ------------------------> اخرش "ام" داره! مثه دلارام!
دختر:
مارال------------------------> دلارامو برعکس کنی میشه مارالد!!!
ویانا-------------------------> به معنی خرد و دانش هستش! چیه؟! کی گفته حتما باید به دلارام بیاد؟!![]()
-عزیز من دل که قرار نیست ادم شه!اگه قرار بر ادم بودن دل بود از اول ادم افریده میشد نه دل!
نتیجه--------------------------------------> زیاد به دلاتون سخت نگیرید! دله دیگه کاریش نمیشه کرد!![]()
دیگه مثه اولا نیس!!!!
شاید حذفش کردم....... شایدم گذاشتم بمونه فسیل شه!!! نمیدونم.....!
پ ن:!!!!!!
بچه ها این حالا حالا ها اولین پست میمونه پس برا دیدن پستای جدید زیریای اینو چک کنید!
یه خبر جالب!!!!
بعد ۱۶ سال دارم از یکی یدونگی درمیام!!! باحاله نه؟!
فقط مثله همه درگیر اسمیم فعلا!!! در ضمن معلوم نیس دختره یا پسر!
اسم باحال سراغ دارید واسم تو نظرا بذارید! (هم اسم دختر هم پسر)
فقط۱- اسم عربی نباشه!
۲- ترجیحا به دلارام بیاد!(نیومدم خیلی مهم نیست!)
عید مید خوش خوش میگذره؟!!!!!
من که کوفتم شد عید!!!!!
سالیم که گذشت بسیار سال مزخرفی بود! از نظر درسی که ریدم! از نظر عشقی خیانت دیدم و خلاصه اصلا حال نکردم با پارسال!
امسالم که عید بسی مزخرف بود!
ایشااله بقیش بخیر بگذره!
مواظب خودتون باشید!
فعلا![]()

